تبليغاتX
دلنشته های پردیس
سلام بچه ها

من دارم میرم مشهد.

امروز صبح فهمیدم

امشب میرم

اتفاقی اتفاقی

بهم زنگ زدن گفتن دلت میخواد امشب بری؟

خدا یعنی تو اینقدر خوبییییییییی؟

امام رضا دارم میاممممم

دارم بال در میارم

واییییییییییییییییییی

خدایا شکرت

 

***************************

و یه کار دیگه:

چشمان باز همه

                     باز هم

                         - محکمه-!

****************************

امیدوارم که خوشتون اومده باشه!

 حالا همه هم صدا بهم بگید :

              التماس دعا

 

 

 

+ نوشته شده توسط پردیس در چهارشنبه 20 شهریور1387 و ساعت 9:11 |
قفس عاشق پرواز  اسیر بود.

مرداب جنب و جوش را فریاد میزد.

باغچه را گلهای پیچک راکد پر کرده بود.

با عینک دودی به استقبال خورشید تاریک میرفت.

*********************************

سلام به دوستان خوبم.

امروز با چندتا کاریکلماتور خدمتتونم

امیدوارم خوشتون بیاد

راستی  اینو یادتون نره من هم تازه کارم هم  سنم کمه!!!!!!

 

+ نوشته شده توسط پردیس در چهارشنبه 30 مرداد1387 و ساعت 19:18 |
سلام به دوستان .

از كساني كه نظر ميزارن خواهش ميكنم كه ايدي يا

اسم وبشون رو هم بزارن تا اگه نقدي چيزي دارن

كمك كنه بهم . نه بي نام و نشون. ممنون . يا علي

+ نوشته شده توسط پردیس در شنبه 26 مرداد1387 و ساعت 18:55 |
  چيست معناي انتظار؟

لحظه ي سرخ نگاه يخ من

به تركهاي در؟

يا كه آن مرغ اساطير كه در حال و هواي سهراب

ميزند در من پر؟

يا نگاه نگران نفس مادر تو

به تب عشق تو در سر؟

يا كه.....

نه....

انتظار يعني نفس منتظر مردم آن شهر بزرگ

كه نه پشت درياست

و نه روي صحرا

و نه در آخر دنيا

به كجا؟؟؟؟

به تركهاي در؟

به هواي تب سر؟

يا به حال سهراب؟

يا به رنگ مهتاب؟

نه!

به سر انگشت خدا

كه بگويد به آن سبز عبا

كه كنون

بي سكون

برود تا ته خط

برود تا به جنون!

********************************

 

تقديم به پيشگاه قطب عالم امكان ، حضرت مهدي (عج)

 

*************************************

 

 

+ نوشته شده توسط پردیس در شنبه 26 مرداد1387 و ساعت 18:51 |
سلام دوستان عزيز

من از اين به بعد ميخوام دلنوشته هامو توي اين وبلاگ بنويسم.

قبل از هر چيز از مربي خودم كه حوصله ميكنه و كاراي ضعيفم رو تحسين ميكنه تشكر ميكنم.

اينم اولين كاري كه ميزارم اينجا:

***********************

بد به ديوار خيره بود

                 -رو به رو-

                       سايه ايي ديو-وار!!!

+ نوشته شده توسط پردیس در پنجشنبه 24 مرداد1387 و ساعت 9:50 |


Powered By
BLOGFA.COM